ای خوشا آن دل که آزاری نمی آید از او
از یک شنبه ی پیش که فقط چند دقیقه پری رو دیدم دیگه نیومده دانشگاه... اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و داند دل من شبی که آوای نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشانه ای از نی و نغمه ندیدم تو ای پری کجائی؟ که رخ نمی نمائی از آن بهشت پنهان، دری نمی گشائی --- من همه جا، پی تو گشته ام از مه و مهر، نشان گرفته ام بوی ترا، زگل شنیده ام دامن گل، از آن گرفته ام تو ای پری کجائی؟ که رخ نمی نمائی از آن بهشت پنهان، دری نمی گشائی --- دل من سرگشته ی تو نفسم آغشته ی تو به باغ رؤیاها، چو گلت بویم بر آب و آیینه، چو مهت جویم تو ای پری، کجائی؟ در این شب یلدا، ز پی ات پویم به خواب و بیداری، سخنت گویم تو ای پری کجائی؟ --- مه و ستاره درد من می دانند که همچو من پی تو سرگردانند شبی کنار چشمه پیدا شو میان اشک من چو گل وا شو تو ای پری کجائی؟ که رخ نمی نمائی از آن بهشت پنهان، دری نمی گشائی ای دلبرِ ما! مباش بی دل برِ ما یک دلبرِ ما به که دو صد دل برِ ما نه دل برِ ما نه دلبر اندر برِ ما یا دل برِ ما فرست یا دلبرِ ما "ابوسعید ابوالخیر" ساده دلا! دل شکنی خوب نیست آن که دلش می شکند چوب نیست آه کشد ناله و نفرین کند چون به تو زورش نرسد این کند با تو نگویم که ز آهش بترس ماه من! از شام سیاهش بترس راحت اگر هست عنا نیز هست دام بلا در ره ما نیز هست تا نشوی غره به خود یا کسی هست در آن عالم بالا کسی "پژمان بختیاری" عنا یعنی رنج و مشقت گر نداند جورخو کانصاف چیست جور می داند که بی انصاف کیست روزگار آیـــــــینه ی کردار ماست روی بد نیــــــکو در این آیینه نیست (قرارا بود رنگشو عوض کنم که کردمش همون رنگی که قبلا بود!) عالم خودخواهی ما دیدنیـــست گوش کن این نکته که بشنیدنیست ساعت من هست کمابیش کُند لیـــک شوَم تُنـــد چو گوییش کُنـــد پَستِ بلندی طلــب است آدمی وه که قمـــاشی عجب است آدمی هست خطا خودشکنی های ما چنـــد تـوان گفت خطـــا؟ وایِ مــا! "پژمان بختیاری" سلام... وبلاگم قرار نبود این بشه!!! دفتر خاطرات شده... دیگه نمی خوام چرت و پرتایی که از مغزم تراوش می کنه رو تو این بنویسم! واسه خودم یه وب دیگه میسازم خودمم لینکم می کنم تو اون درد دل می کنم واسه خودم! اینو خراب نمی کنم! تو این شعر و اینا! می نویسم.... همین دیگه... ناراحتم همین جور! 

| Design By : Pichak |
